سيد محمد مهدى جعفرى
92
سيد رضى ( فارسى )
به لطافت نسيم مىگرايند . غرق در غلو و مبالغهاند ، ولى نه بر گوش ثقيل مىآيند و نه بر دل سنگين ، زيرا در آنها عظمت با لطافت و رقت در آميخته است . اما فخر او به خود از درون ذات و طبعش مىجوشد . رضى مردى است شيفتهء عظمت و مشتاق به منزلت و كوشا براى آنكه سجايا و صفات قهرمان را در خود پرورش دهد . . . رضى به شعر و قدرت شاعرى خود نيز مىبالد ، و برتر از شاعران نخستين مىداند . . . فخريات او ، از شكوه از روزگار كه دست رد پيش آرزوى آزادگان مىدارد ، آكنده است . . . « 1 » دكتر محمد هادى امينى در بارهء فخرياست سيد مىگويد : شعر او در فخر و حماسه ، با وجود كثرت و بلندى قدر و منزلت ، به دشوارى مىتوان از ميان آنها قصيدهاى را برگزيد ، زيرا به هر قطعهاى از آنها كه بنگرى و زيبائيش چشمت را خيره كند ، گمان مىكنى كه بهترين را برگزيدهاى ، و چون به قطعهء ديگرى چشمت مىافتد ، مىبينى كه مانند آن يا بهتر از آن است ، و بدين ترتيب دچار سرگردانى مىشوى ، و اين ويژگى را در انواع شعرش خواهى ديد . . . « 2 » عبد اللطيف شراره ، با يك تحليل تاريخى و جامعه شناختى ، به تفصيل ريشه و انگيزهء به خود باليدن و عزت نفس سيد رضى را بيان مىكند كه به نقل خلاصهاى از آن بسنده مىشود : فخر يا ، به خود باليدن ، كار هميشگى سيد رضى ، در دنياى ادبيات ، مىباشد ، چنان كه كار اصلى مردم در همهء دنياى آنان است ، و مردم در آن روزگار ، بخش بزرگتر پيامد اين رويكرد را بر دوش حمل مىكنند .
--> ( 1 ) . تاريخ ادبيات زبان عربى ، صفحات 494 تا 497 به اختصار . ( 2 ) . الشريف الرضى ، صفحات 47 تا 50 .